هک OpenAI با Claude؛ پژوهشگران چگونه به حسابها و مخازن داخلی رسیدند؟
گروهی از پژوهشگران امنیتی با کمک مدلهای Claude شرکت Anthropic موفق شدند مجموعهای از آسیبپذیریها را به یکدیگر متصل کرده و به حساب ChatGPT و Codex چند کارمند OpenAI دسترسی پیدا کنند. این مسیر در نهایت تا یکی از مخازن خصوصی کد OpenAI در GitHub نیز ادامه پیدا کرد.
با این حال، برخلاف چیزی که از عبارت «هک OpenAI» ممکن است برداشت شود، این عملیات یک حمله مخرب برای سرقت اطلاعات نبود. پژوهشگران شرکت Hacktron AI در چارچوب تحقیقات امنیتی و برنامه Bug Bounty فعالیت میکردند، پس از اثبات آسیبپذیری بررسی را متوقف کردند و یافتههای خود را به OpenAI گزارش دادند.
نکته مهمتر این ماجرا نقش هوش مصنوعی است. پژوهشگران میگویند Claude به آنها کمک کرد کاری را که معمولاً نیازمند زمان و تخصص قابل توجهی در توسعه Exploit است، بسیار سریعتر انجام دهند.
ماجرای هک OpenAI با Claude چه بود؟
تحقیقات Hacktron در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶ آغاز شد. نقطه ورود مستقیم، زیرساخت اصلی ChatGPT نبود، بلکه انجمن رسمی OpenAI در آدرس community.openai.com بود که از پلتفرم Discourse استفاده میکند.
پژوهشگران هنگام بررسی فرایند آپلود تصاویر متوجه شدند فایلهای HEIC و HEIF در بخشی از مسیر پردازش تصویر به ImageMagick و کتابخانه libheif منتقل میشوند. وجود یک مشکل در نحوه پردازش این تصاویر امکان اجرای کد روی سرور را فراهم میکرد.
این آسیبپذیری بهتنهایی برای رسیدن به اطلاعات داخلی OpenAI کافی نبود. پژوهشگران سپس ضعف دیگری را در سیستم Single Sign-On یا SSO شناسایی کردند و با ترکیب دو مشکل توانستند به حساب ChatGPT و Codex تعدادی از کارکنان OpenAI دسترسی پیدا کنند.
Claude چه نقشی در نفوذ به OpenAI داشت؟
یکی از جالبترین بخشهای این تحقیق، تفاوت عملکرد نسلهای مختلف Claude بود.
براساس گزارش Hacktron، پژوهشگران ابتدا از Claude Opus 4.8 برای ساخت Exploit استفاده کردند. این مدل توانست در تحلیل آسیبپذیری و توسعه اولیه کد کمک کند، اما در شرایط واقعیتر و با فعال بودن مکانیزمهای امنیتی حافظه نتوانست Exploit قابل اتکایی ایجاد کند.
پس از عرضه Claude Opus 5، پژوهشگران همان مسئله را دوباره در اختیار مدل قرار دادند. به گفته آنها، Opus 5 طی چند ساعت موفق شد یک Exploit عملی برای معماری ARM64 ایجاد کند و سپس روند تطبیق آن برای محیط مورد استفاده Discourse ادامه پیدا کرد.
این اتفاق بهتنهایی یک Benchmark علمی و کنترلشده برای مقایسه دو مدل نیست؛ بنابراین نمیتوان فقط براساس این آزمایش نتیجه گرفت که Opus 5 در تمام وظایف امنیت سایبری جهشی مشابه داشته است. با این حال، تجربه Hacktron نمونهای قابل توجه از افزایش توانایی مدلهای جدید هوش مصنوعی در انجام وظایف پیچیده امنیتی محسوب میشود.
پژوهشگران چگونه به حساب کارکنان OpenAI رسیدند؟
بعد از دستیابی به امکان اجرای کد روی سرور انجمن OpenAI، پژوهشگران یک ضعف مرتبط با سیستم هویت و SSO را نیز پیدا کردند.
ترکیب این دو آسیبپذیری امکان دسترسی به حسابهای ChatGPT و Codex کاربران را فراهم کرد و تعدادی از این حسابها متعلق به کارکنان OpenAI بودند. کل مسیر از شروع بررسی تا رسیدن به مخازن داخلی، طبق گزارش پژوهشگران کمتر از ۷۲ ساعت زمان برد.
اهمیت این مرحله در آن بود که حسابهای سازمانی میتوانند به سرویسهای دیگری متصل باشند. بنابراین تصاحب یک حساب لزوماً به اطلاعات همان سرویس محدود نمیشود و ممکن است مسیر دسترسی به ابزارهای توسعه، فضای ذخیرهسازی یا سایر سرویسهای سازمان را نیز باز کند.
دسترسی به مخزن خصوصی OpenAI چگونه اثبات شد؟
یکی از حسابهای کارکنان OpenAI که پژوهشگران به آن دسترسی پیدا کردند، از طریق Codex به سازمان GitHub این شرکت متصل بود.
پژوهشگران میگویند برای اثبات اینکه واقعاً امکان دسترسی به مخازن داخلی وجود دارد، بدون بررسی یا دانلود کدهای محرمانه، از Codex خواستند یک Pull Request بیخطر در مخزن خصوصی openai/openai ایجاد کند.
آنها پس از اثبات این دسترسی آزمایش را متوقف کردند. گزارشهای منتشرشده نیز تأکید میکنند که پژوهشگران بهدنبال استخراج کدهای اختصاصی OpenAI نرفتند.
به همین دلیل، توصیف ماجرا بهعنوان «سرقت سورسکد OpenAI» دقیق نیست. آنچه اثبات شد، وجود مسیری بود که میتوانست دسترسی به یک مخزن خصوصی شرکت را فراهم کند.
آیا واقعاً OpenAI هک شده بود؟
از نظر فنی، پژوهشگران موفق به تصاحب حسابهای واقعی کارکنان و دسترسی به بخشی از زیرساخت داخلی شدند؛ بنابراین آسیبپذیری صرفاً یک سناریوی نظری نبود.
اما این ماجرا با یک حمله سایبری مخرب تفاوت مهمی دارد. هدف پژوهشگران سرقت اطلاعات، تخریب سیستم یا انتشار دادههای OpenAI نبود و آسیبپذیریها از طریق کانالهای مربوط به تحقیقات امنیتی گزارش شدند.
OpenAI در ادامه مشکلات گزارششده را برطرف کرد و برای یکی از یافتههای مرتبط با این زنجیره حمله ۶۵۰۰ دلار پاداش Bug Bounty پرداخت کرد. Discourse نیز اصلاحیه امنیتی مربوط به بخش آسیبپذیر را منتشر کرد.
چرا این اتفاق برای امنیت هوش مصنوعی مهم است؟
مهمترین بخش این ماجرا شاید خود آسیبپذیری OpenAI نباشد. نرمافزارهای بزرگ دائماً با باگهای امنیتی روبهرو میشوند و برنامههای Bug Bounty دقیقاً برای کشف چنین مشکلاتی طراحی شدهاند.
موضوع مهم، کاهش هزینه و زمان لازم برای انجام تحقیقات پیچیده امنیت سایبری با استفاده از مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی است.
در گذشته، شناسایی یک آسیبپذیری حافظه، توسعه Exploit و سپس پیدا کردن مسیری برای ترکیب آن با یک ضعف دیگر میتوانست به متخصصان باتجربه و زمان قابل توجهی نیاز داشته باشد. ابزارهایی مانند Claude اکنون میتوانند در تحلیل کد، بررسی رفتار حافظه، ساخت Proof of Concept و اصلاح Exploit به پژوهشگر کمک کنند.
این به معنای حذف متخصص امنیت نیست. در پرونده Hacktron نیز انتخاب هدف، تشخیص مسیر حمله، هدایت مدل و تصمیمگیری درباره مراحل بعدی توسط پژوهشگران انجام شد. اما هوش مصنوعی میتواند سرعت انجام بخشهای فنی کار را افزایش دهد.
Anthropic نیز در گزارشهای امنیتی خود هشدار داده است که استفاده از مدلهای هوش مصنوعی میتواند سطح توانایی مهاجمان را افزایش داده و منابع موردنیاز برای بعضی عملیات سایبری را کاهش دهد.
آیا Claude میتواند بهصورت خودکار شرکتها را هک کند؟
ماجرای OpenAI چنین چیزی را اثبات نمیکند.
در این تحقیق، Claude بخشی از یک فرایند هدایتشده توسط متخصصان امنیتی بود. پژوهشگران مسئله را شناسایی کردند، مدل را هدایت کردند، نتایج آن را بررسی کردند و مراحل مختلف حمله را به یکدیگر متصل کردند.
بنابراین تعبیر اینکه «Claude بهتنهایی OpenAI را هک کرد» دقیق نیست.
اما این آزمایش نشان میدهد مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به ابزارهای جدیتری برای تحقیقات امنیت سایبری تبدیل شدهاند؛ ابزارهایی که هم تیمهای دفاعی و پژوهشگران امنیتی و هم در صورت عبور از محدودیتهای ایمنی، مهاجمان میتوانند از توانایی آنها بهره ببرند.
نتیجهگیری
پژوهشگران Hacktron با ترکیب یک آسیبپذیری در زنجیره پردازش تصاویر انجمن OpenAI و یک ضعف در سیستم SSO توانستند حسابهای ChatGPT و Codex تعدادی از کارکنان OpenAI را تصاحب کرده و امکان دسترسی به یک مخزن خصوصی این شرکت را اثبات کنند. تمام این مسیر کمتر از ۷۲ ساعت طول کشید و Claude نقش مهمی در توسعه Exploit داشت.
اهمیت اصلی این اتفاق فراتر از یک باگ امنیتی در OpenAI است. با قدرتمندتر شدن مدلهایی مانند Claude، بخشی از فرایندهای پیچیده امنیت سایبری با سرعت و هزینه بسیار کمتری قابل انجام شدهاند. همان ابزاری که میتواند به تیمهای امنیتی برای پیدا کردن آسیبپذیریها کمک کند، در صورت سوءاستفاده میتواند توانایی مهاجمان را نیز افزایش دهد.



